



سلامتیه هر چی مادره 


![]()



نمیشــ ـ ـه غرقــ ـ ـه درغــ ـ ـم بود ، ولی از گریــ ـ ـه رو گــ ـ ـردوند
نمیشــ ـ ـه تا تــ ـ ـه آواز ، فقــ ـ ـط از تــ ـ ـرس فــ ـ ـردا خونــ ـ ـد

هیچ وقت فکر نمیکردم اینطوری شه
من هنوز همونم همون
عوض اونایی شدن که نموندن پهلوم
رفیقم رفیقایه قدیم
قدیما رفیقا ناموس رفیقشونو میشناختن ولی الان
هــــــی خدا.......
زمین رو از رفیق بد وخیانت کار پاک کن.
سلام دوستانم امید وارم روز خوبی داشته باشید کناره عشقتون و باهم شاد باشین
دوستون دارم خیلی زیاد اگه حرفی داری بگی که رویه دلت سنگینی کرده میطونی بری به صفحه
پروفایلم
نظر بزاری تا باهم دردو دل کنیم اگرم خواستی میزارم تو وبلاگم که از بغیه دوستان هم کمک بگیری
اشاالله موفق باشید
یا علی مدد

تا حالا این صحنه برات پیش اومده؟؟؟؟
از من نپرس....!!!
دلم شکسته
میترسم شیشهاش دست و ببره
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه.اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!
تنهایی،چشم براه بودن،غم،غصه،نا امیدی،شکنجه روحی،دلتنگی،صبوری،اشک بیصدا،
هق هق شبونه،افسردگی،پشیمونی،بی خبری و دلواپسی و .... !
برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد...
و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ...
از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

آن ســـیــب را نـــچــیــنـم ، چــون نـمی تـوانـم ...
دسـتـانم را در گـلـدانـی خـواهـم کـاشـت ، چـشمان تـورا بـار خـواهـنـد داد
قـــلـــبـــم را :
شــایـد تـورا فـرامـوش کــنـد ،
دیــگـر هـرگـز امـتـحـان نـخـواهـم کـرد ، عـاشـقـی را مـی گـویـم
خــســتـه شــده ام از دوری تــو از تـاریـکـی . بـی تــو ... آرزویــــم :
در تـاریـکـی ..... روشـنـایــی ، هر کجا .... با حضور تو ...

| ϰ-†нêmê§ |